جمعه هفدهم مهر 1388
ضدقهرمان در قامت قهرمان

در میان فیلمسازان در قید حیات سینمای جهان تنها مایکل مان را می شناسم که غنای زیبایی شناسانهی تحسین برانگیزی به ژانر تریلر بخشیده است؛ غنایی که فارغ از جذابیت های ظاهری و فرمال بار احساسی قدرتمندی دارد و تماشاگر را از خلال صحنه های پر تب و تاب تعقیب و گریز و مبارزه با دورنیات و امیال شخصیت های فیلم آشنا می کند. دشمنان ملت را هنوز ندیده ام اما «Collateral» را مثال خوبی برای این خصیصه می دانم که البته در تاریخ سینما هم چندین بار آزموده شده است. «Collateral» فیلم درخشانی است که به رغم اندک کاستی هایش در زمینه فیلمنامه با خلق ضدقهرمانی نامتعارف و در عین حال به یاد ماندنی به یکی از بهترین فیلم های ژانر خود در چند سال اخیر تبدیل شده است که به قدر کفایت از غنای احساسی بهره میبرد. وینسنت (تام کروز) در این فیلم درست مانند جان دو (کوین اسپیسی) در هفت و یا حتی جوکر (هیث لجر) در شوالیه سیاه نقش آدم کشی اندیشمند را بازی میکند که برای اقدامات خونبار خود توجیحات فلسفی ارائه می کند تا حساب خود را از آدمکش های پلیدی که عموماً در فیلمهای ساده انگارانه به قتل عام های فراگیر می پردازند سوا کند. حرف های ویسنت در تاکسی خطاب به مکس (جیمی فاکس) درباره جمعیت شش میلیاردی زمین و قتل عام های روآندا یادآور سکانس مشهور چرخ و فلک در «مرد سوم» است که در آن هری لایم (اورسن ولز) آدم ها را به نقاطی ریز تشبیه می کند که بود و نبودشان فاقد هر گونه اهمیتی است. امتیاز مایکل مان در «مخمصه»، «نفوذی» و همینطور «Collateral» علاوه بر تسلط بر تکنیک و اصول و فنون کارگردانی آفرینش بستر احساسی در دل داستانی نه چندان ویژه و خاص است. شاهد این مدعا میتواند «میامی وایس» باشد که با فاصله گرفتن از این مؤلفه و حرکت به سمتی اصول متعارف فیلمهای تریلر نتوانست غالب طرفداران مایکل مان را راضی کند. همین مسئله اشتیاقم را برای تماشای «دشمنان ملت» دوچندان کرده است تا ببینم مایکل مان یا به قول دیوید تامسن یکی از معدود کارگردانهای صاحب سبک در سینمای کنونی به چه راهی رفته است.
بخشی از یادداشت دیوید تامسن درباره مایکل مان
«افرادی پیدا میشوند که مدعیاند مایکل مان یک نابغه است و همچنین وی را در میان فیلمسازان شاغل در آمریکا مستعدترین و توانمندترین سازنده لحظات ناب سینمایی میدانند. عمدتاً به همین دلیل است که بسیاری از شیفتگان سینما چشم انتظار «دشمنان مردم» هستند. تماشای فیلمی از مایکل مان آنهم فیلمی در قالب سنتی نوآر که وی در آن سررشته دارد درست مانند نظاره عظمت و وقار سبکی استادانه در رسانه سینما است که رفته رفته سبک در آن رنگ میبازد. تماشای فیلمی از مایکل مان به تماشای فرد آستر میماند که در فیلمی مشغول هنرنمایی است؛ یا به تماشای یوهان کرایوف در حالی که نتیجه یک بازی چرند فوتبال را تغییر میدهد. اینها صحنههایی هستند که میتوان بارها و بارها از تماشایشان لذت برد».
روزنامه اعتماد ملی – بیستم و دوم تیر ماه هشتاد و هشت
پی نوشت:
- «Collateral» را در فارسی (احتمالاً از روی ناچاری) به همدست، شریک جرم . وثیقه ترجمه کردهاند که هیچکدامش به دلم ننشسته است. فعلاً صبر پیشه میکنم تا شاید معادل بهتری به ذهم برسد.
- موسیقی جیمز نیوتن هوارد برای این فیلم شاهکاری است برای خودش.
- تام کروز هم در دوران بلوغ بازیگریاش حضور کاملاً تأثیرگذاری دارد.






