یکشنبه هفتم تیر 1388
حماسه سینمای ایران - گزارش مجله آف اسکرین از جدیدترین فیلم بیضایی

واقعاً اون همه هیاهو سر فیلم بیضایی برای چی بود؟ جز اینکه باعث شد بیضایی بیشتر از قبل حالت تدافعی بگیره و به هیچ نکته انتقادی روی خوش نشون نده؟ چرا وقتی میخوایم از یه فیلمی ایراد بگیریم طوری صحبت میکنیم و مینویسیم که فیلمساز حتی اگه به اشتباه خودش هم پی ببره باز هم از روی لجبازی یا هر دلیل دیگهای رو مواضع خودش پافشاری کنه؟ «وقتی همه خوابیم» اکران شد و رفت اما این وسط هم منتقدان ضرر کردن هم خود بیضایی. من به قول خانم خلیلی ماهانی از حماسه سینمای ایران حرف نمیزنم بلکه از فیلمی میگم که میشد تو فضای بهتری باهاش مواجه شد. به دور از هیاهو و جنجال ... .
نجمه خلیلی ماهانی
بالاخره پس از 8 سال چشم انتظاری و ناکامیهای قابل پیش بینی سینماهای ایران پذیرای فیلم «وقتی همه خوابیم / 2009» به کارگردانی بهرام بیضایی خواهند بود. این فیلم در دومین روز بیست و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر در تهران به نمایش درآمد. مقاله پیش رو امیداور است بتواند با کنار هم قرار دادن نقل قولهای بیضایی برگرفته از گزارشهای پراکنده خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بی بی سی فارسی و مجله فیلم از دلایل غیبت طولانی مدت بیضایی از پرده نقره ای پرده برداری کند.
بعد از آخرین فیلم بیضایی «سگ کشی / 2001» که نامزد بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و زن، بهترین طراحی صحنه و بهترین صدا برداری در نوزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر شد و جایزه ویژه تماشاگران را هم کسب کرد سینماهای ایران در انتظار بیضایی بودهاند. نه تنها «سگ کشی» در همان سال بر صدر جداول فروش جای گرفت بلکه نمایشهای بیضایی و مشخصاً نمایشهای «افرا / 2008»، «ذکر مصائب استاد ماکان و همسرش / 2005» و «شب هزار و یکم / 2003» جمعیتهایی از همه اقشار جامعه و به خصوص طیف روشنفکری را به خود جذب کردهاند به همین دلیل جای تعجب است که چرا صنعت سینمای ایران به بیضایی میدان نداده است. اگر ممیزها توانستهاند لحن کاملاً سیاسی «سگ کشی»، «افرا» و «استاد ماکان» را قلم بگیرند پس چه چیز دیگری مانع فیلمسازی بیضایی شده است؟ طرح این نکته که چاپ نمایشنامهها و فیلمنامههای بیضایی اندک مناقشاتی به همراه آورده است فایدهای ندارد. حتی دلیل منتفی شدن همراه با ناکامی فیلم «لبه پرتگاه» که انتظار زیادی را برانگیخته بود نتیجه عدم توافق با تهیه کننده اعلام شد و ربطی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نداشت. پس واقعاً چه چیزی جلوی فیلم ساختن بیضایی را میگیرد؟ تازه ترین فیلم وی شاید به این پرسش پاسخ بدهد.
روزنامه اعتماد ملی/ هشتم اردی بهشت هشتاد و هشت
ادامه مطلب
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
فریاد سبز

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
بر باد رفته - بازبینی قسمت اول و دوم پدرخوانده
بین مقالاتی که در ایام اخیر ترجمه کردهام این یکی را بیشتر از بقیه دوست دارم. رزنبام در نوشتهای که خواهید خواند گرچه ایدهای قدیمی و نه چندان جدید را درباره مجموعه فیلمهای «پدرخوانده» مطرح میکند اما استدلالی که برای ایده خودش ارائه میدهد جذابیتهای خاص خودش را دارد و به سبک همیشگی وی از ارجاعات تاریخی و مثالهای کلیدی هم به دور نمیماند. لذت تماشای مجموعه فیلمهای «پدرخوانده» به کنار اما به هر حال بحث رویکرد آنها و همینطور دیگر فیلمهای گنگستری، مافیایی، جنایی و حتی نوآر در زمینه ارائه خشونت و قتل و کشتار به شیوهای خوشایند و در عین حال مأیوسانه هنوز هم مناقشه برانگیز است. رزنبام از کسانی است که این رویکرد را «نوعی فرم بزدلانه در برابر وضعیتی تأثر برانگیز» میداند.
«گرچه تا حد زیادی «همشهری کین / 1941» را به «پدرخوانده / 1972» ترجیح میدهم اما وجه اشتراک هر دو فیلم که تا حدی مرا به خود مشغول میکند ستایشی است که آنها نثار قدرت میکنند؛ ستایشی که شامل قابلیت این فیلمها برای نظر به فساد از طریق موضع برتر یک امر فاسد هم میشود؛ خصوصاً چونکه معتقدم این وجه ارتباط مستقیمی با جایگاه بی چون و چرای هر دو فیلم نه صرفاً به عنوان سرگرمیهای درجه یک بلکه به عنوان شاهکارهایی بلند مرتبه دارد. هر دو این فیلمها در محکوم کردن این نکته که فساد بخش گریز ناپذیرِ به طور کلی زندگی آمریکایی و مشخصاً رویای آمریکای است رویکردی غمگنانه و حسرت بار دارند و شاید اگر مبانی نظری چنین رویکردی این قدر آشکارا و قاطع محکوم به شکست نبود اهمیتی به آن نمیدادم.
... اولین قسمت «پدر خوانده» یک فیلم ژانر گنگستری با مخلفات خانه هنری و قسمت دوم یک فیلم خانه هنری با مخلفات فیلم ژانر گنگستری است اما هر دو قسمت بلاک باسترهایی هستند که از سینمای معاصر ایتالیا سرقتها و اقتباسهای آمریکایی استادانهای کردهاند. اولین و بهترین سکانس فیلم اول با محوریت یک عروسی وامدار فیلم برجسته و طولانی مدت «یوزپلنگ / 1963» به کارگردانی ویسکونتی است. استفاده از دکور قدیمی، نوستالژیک و چشم نواز فیلم دوم هم از قرار معلوم تا حدی بدهکار فیلم «پیرو / 1971» به کارگردانی برتولوچی محسوب میشود. مطمئناً هر دو قسمت هم بدون موسیقی جذاب آهنگساز همیشگی فللینی تا حد زیادی ناکام میمانند».
روزنامه اعتماد ملی - سه شنبه ۲۹ اردی بهشت
ادامه مطلب
یکشنبه سوم خرداد 1388
کیارستمی و بوردول
چند هفته پیش بود که این مطلب خواندنی بوردول در اعتماد ملی (به همراه مطلب وی درباره «درباره الی») چاپ شد. شیرین را هنوز ندیده ام اما با محمد شهبا موافقم که کیارستمی «یکی از تجربه ورزترین کارگردان های چند سال اخیر» سینمای جهان است. نفس تجربه ورزی امری ارزشمند است و مطمئناٌ به خطا رفته ایم اگر انتظار داشته باشیم هر تجربه ای الزاما به پیروزی حتمی منتهی می شود.
(ظاهرا ریچارد کورلیس هم «طعم گیلاس» را در میان ده فیلم برتر فستیوال کن قرار داده: + )
در میان تمام فیلمسازانی که میشناسم عباس کیارستمی وسیعترین دامنه اکتاو را دارد. درامهای انسان دوستانه وی درباره زندگی ایرانیان از مسافر گرفته تا باد ما را خواهد برد در حوزه سینمای خانه هنری به حق با تحسین همراه شدهاند. وی فیلمنامههای خوبی هم نوشته است که برخی از آنها – مانند فیلمنامه کمتر دیده شده سفر (1994) – به اندازه یک تریلر روانشناختی گیرا هستند. وی میتواند از ساده ترین کنشها تعلیق استخراج کند؛ درست مانند اینکه آیا یک آدم بزرگ دفتر مشق یک بچه را پاره کند (خانه دوست کجاست؟) و یا یک پسر بچه چهار ساله که همراه با برادر خردسالش پشت در گیر کرده است به نحوه خاموش کردن اجاق پی میبرد یا نه (کلید). در واقع شخصاً بر این عقیدهام که یکی از دستاوردهای بخش اعظم سینمای مدرن ایران با سکانداری کیارستمی بازنمایی تعلیق دراماتیک کلاسیک در فیلمسازی خانه هنری بوده است.
اما کیارستمی گهگاه به سراغ قطب مقابل و به سمت مینیمالیزم مفرط و «دراماتیزه نکردن» رفته است؛ جریانی به سمت ساختار بی عیب و نقص موجود در دَه (2002) که یکی از درامهای اتوموبیلی کیارستمی – مکالمه افراد در صندلی جلویی یک ماشین - را در فرم جابه جایی بیپیرایه (رانندگان متفاوت، مسافران متفاوت) برایمان به ارمغان آورد. این نکته سنجی در پنج: تقدیم به ازو (2003) به اوج خود رسید: پنج نمای طولانی از چشم اندازهایی از آب که هر کدام دقایق زیادی را به خود اختصاص میدهند و در ساعات مختلف روز ثبت شدهاند. بزرگترین کنش دراماتیک فیلم اردکهایی بودند که در امتداد قاب حرکت میکردند. ظاهراً با وجود کیارستمی عشق فیلمهایی همچون ما به مرادشان میرسند؛ هیچکاک و جیمز بنینگ در قالب فیلمسازی واحد.
ادامه مطلب
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388
حرفه؛ تعهد

«فراست / نیکسون» غیر از اشارات سیاسی و تاریخیاش گریزی هم به رابطه سینما و اصحاب رسانه میزند و ارتباط هنر هفتم با ژورنالیستها را به یادمان میآورد؛ ارتباطی که در طول حیات چندین و چند ساله سینما فیلمسازان متعددی چندین و چند بار به آن پرداختهاند و اشکال مختلفش را در عرصههای گوناگون دستمایه فیلمشان قرار دادهاند. اکران اثر خوش ساخت و خلاقانه ران هوارد را به فال نیک میگیریم و با رجوع به حافظه سینماییمان برخی از فیلمهای مشابهش را مرور میکنیم.
ژورنالیسم علیه دو دوزه بازی
همه مردان رئیس جمهور
قبل از اینکه سر و کله «فراست / نیکسون» پیدا شود «همه مردان رئیس جمهور» مهمترین فیلمی محسوب میشد که به ماجرای رسوایی واتر گیت و استعفای ریچارد نیکسون از ریاست جمهوری آمریکا پرداخته بود. آلن جی پاکولا در سال 1976 برای کارگردانی این فیلم پشت دوربین قرار گرفت و توانست اثری خلق کند که همان سال چهار جایزه اسکار باارزش از جمله اسکار بهترین فیلمنامه را به جیب بزند. فیلم داستان واقعی دو خبرنگار مشهور روزنامه واشنگتن پست را تعریف میکند که آنقدر به پر و پای ریچارد نیکسون پیچیدند و آنقدر اسناد و مدارک رو کردند که بالاخره در استعفای وی از مقام ریاست جمهوری تأثیر مستقیم گذاشتند. نقش این دو خبرنگار را رابرت ردفورد و داستین هافمن در سالهایی که هر دو در اوج بودند بازی کردهاند و اتفاقا دو تا از بهترین بازیهایشان را ارائه دادهاند. فضای دهه هفتاد میلادی از تیپ و قیافه آدمها گرفته تا تجهیزات نوستالژیکی همچون ماشین تحریر در فیلم موج میزند و دوستداران سینمای آن سالها را حسابی سر ذوق میآورد. از قرار معلوم رابرت ردفورد برای تولید این فیلم حسابی خودش را آب و آتش زده است و بعد از خرید حق اقتباس کتابی که فیلم از روی آن ساخته شده روز و شبش را وقف سر و سامان دادن به فیلم کرده و به همین دلیل از ویلیام گلدمن کاربلد خواسته تا فیلمنامه فیلم را بنویسد. گلدمن هم که چند سال قبلش برای وسترن نامتعارف «بوچ کسیدی و ساندنس کید» اسکار برده بود فیلمنامهای برای فیلم نوشت که علاوه اضافه کردن یک اسکار دیگر به کارنامه گلدمن هنوز که هنوز است درکلاسهای فیلمنامه نویسی به عنوان یک الگوی آموزشی محسوب میشود.
هفته نامه همشهری جوان
ادامه مطلب





